2-7-1- تعریف فقر:25
2-7-2- فقر و اسکان غیر رسمی26
2-8- شناخت برنامه نهادهای جهانی مرتبط با اسکان غیررسمی و دیدگاههای آنها28
2-8-1- بانک جهانی (Word Bank)28
2-8-2- هبیتات(UN-HABITAT)30
2-8-3- برنامه عمران ملل متحد (UNDP)32
2-9- رویکردهای فلسفی- سیاسی نسبت به سکونتگاههای غیررسمی33
2-9-1- دسته اول: لیبرال33
2-9-2- دسته دوم: رادیکالی33
2-9-3- دسته سوم: جامعه گرایی34
2-10- رویکردهای مداخله در توسعه سکونتگاه های غیررسمی:34
2-10-1- دوره اول (دهه 1960)35
2-10-1-1- رویکرد نادیده انگاری37
2-10-1-2- رویکرد حذف و تخلیه اجباری38
2-10-1-3- رویکرد مسکن عمومی:39
2-10-2- دوره دوم (دهه 1970)40
2-10-2-1- رویکرد زمین و خدمات42
2-10-2-2- رویکرد ارتقاءبخشی (بهسازی)43
2-10-2-3- توسعه اندک افزا (افزایشی)46
2-10-2-4- رویکرد خودیاری46
2-10-3- دوره سوم (دهه 1980)47
2-10-3-1- رویکرد ارتقای محیطی49
2-10-3-2- رویکرد توانمندسازی51
2-10-4- دوره چهارم (دهه اخیر)58
2-10-4-1- حکمروایی خوب58
2-11- جمع بندی و نتیجه گیری65
بخش دوم: مرور مفاهیم مرتبط با سرمایه اجتماعی
2-12- اهمیت سرمایه اجتماعی68
2-13- تعریف سرمایه اجتماعی69
2-14- گونه های مختلف سرمایه اجتماعی70
2-14-1- سرمایه اجتماعی درون گروهی71
2-14-2- سرمای? اجتماعی بین گروهی71
2-14-3- سرمای? اجتماعی ارتباطی71
2-15- دیدگاه های نظری سرمایه اجتماعی72
2-15-1- دیدگاه مبتنی بر اجتماع محلی72

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-15-2- دیدگاه شبکه ها73
2-15-3- دیدگاه نهادی74
2-15-4- دیدگاه هم افزایی75
2-16- عوامل موثر بر ایجاد، حفظ و نابودی سرمای? اجتماعی76
2-16-1- بستگی شبکه های اجتماعی76
2-16-2- ثبات77
2-16-3- ایدئولوژی77
2-16-4- وابستگی افراد به یکدیگر77
2-17- سنجش سرمایه اجتماعی78
2-17-1- الگوهای اندازه گیری سرمایه اجتماعی78
2-17-2- سطوح تحلیل79
2-17-2-1- سطح خرد79
2-17-2-2- سطح میانی80
2-17-2-3- سطح کلان80
2-18- ابعاد سرمایه اجتماعی81
2-19- شاخصهای سرمای? اجتماعی81
2-20- جمع بندی و نتیجه گیری85
فصل سوم: بررسی ویژگیها و فرآیند شکلگیری سکونتگاههای غیررسمی در ایران
مقدمه1
3-1- چگونگی و عوامل موثر بر شکل گیری سکونتگاه های غیررسمی در ایران86
3-2- برنامه ریزی شهری در ایران راهی برای تشدید مشکل سکونتگاه های غیررسمی91
3-3- عوامل موثر بر شکل گیری متفاوت سکونتگاه های غیررسمی در ایران در مقایسه با سایر کشورها92
3-4- مروری بر راهکارهای چاره جویی اسکان غیررسمی در ایران93
3-4-1- نگاهی بر سند توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی در ایران93
3-5- نتیجه گیری98
فصل چهارم: ویژگیها و مشخصات عام سکونتگاه غیررسمی شهر ساری
مقدمه99
4-1- معرفی مورد پژوهی و دلایل انتخاب آن99
4-2- روند تکوین و تکامل محله هدف100
4-3- ویژگی های محله هدف101
4-3-1- اقتصادی101
4-3-1-1- ساختار اشتغال و گروه های درآمد- هزینه101
4-3-1-2- موقعیت مکانی و نوع فعالیت اقتصادی گروه های عمده شغلی101
4-3-2- فرهنگی103
4-3-2-1- ترکیب اجتماعی103
4-3-2-2- توزیع گروه های اجتماعی بر حسب بافت فرهنگی103
4-3-3- اجتماعی104
4-3-3-1- جمعیت104
4-3-3-2- بررسی ویژگی خانوار – بعد خانوار104
4-3-3-3- شناخت جریان های مهاجرتی و منشأ104
4-3-4- حقوقی105
4-3-4-1- انواع مالکیت و نحوه تملک105
4-3-5- کالبدی105
4-3-5-1- خدمات موجود در محله105
4-3-5-2- نظام ساخت و ساز108
4-3-5-3- نظام سازه ابنیه109
4-3-5-4- نظام دفع آب های سطحی110
4-3-5-5- انواع استقرار و مکانیابی111
4-3-6-مسکن111
4-3-7- بافت سکونتگاه111
4-3-7-1- موضع شناسی111
4-3-7-2- ریخت شناسی112
4-3-7-3- گونه شناسی112
4-3-8- ساختار شبکه ارتباطی113
4-3-8-1- نظام دسترسی: بر حسب سلسله مراتب113
4-3-8-2- نظام دسترسی: بر حسب عرض113
4-3-8-3- نظام دسترسی: بر حسب پوشش کف114
4-3-8-4- نظام دسترسی: بر حسب شیب114
فصل پنجم: سنجش و تحلیل میزان سرمایه اجتماعی موجود در سکونتگاه غیررسمی شهر ساری
مقدمه116
5-1- سنجش میزان سرمایه اجتماعی116
5-1-1- روش تدوین پرسشنامه117
5-1-2- روش تکمیل پرسشنامه119
5-1-3- روش تحلیل پرسشنامه119
5-1-3-1- گروه ها و شبکه ها120
5-1-3-2- اعتماد و همبستگی120
5-1-3-3- تعاون و عمل جمعی122
5-1-3-4- ارتباطات و اطلاعات122
5-1-3-5- همبستگی اجتماعی122
5-1-3-6- اقدامات سیاسی و توانمندسازی123
5-2- جمع بندی و نتیجه گیری123
فصل ششم: راهکارها و پیشنهادات
6-1- راهکارها و پیشنهادات125
6-1-1- راهکارها و پیشنهادات در سطح کلان126
6-1-2- راهکارها و پیشنهادات در سطح خرد129
منابع
منابع131
منابع فارسی:131
منابع لاتین135
پیوست شماره یک: پرسشنامه ساکنین
فهرست جداول شماره صفحه
جدول 2-1- ویژگی های بخش رسمی و غیررسمی9
جدول 2-2- اصطلاحات رایج برای توصیف سکونتگاه های غیررسمی19
جدول 2-3- معیارهای طبقه بندی سکونتگاه های غیر رسمی20
جدول 2-4- عمده ترین طبقه بندی های تحلیل محله های تهیدستان21
جدول2-5- دوره های زمانی و فعالیت های مرتبط بانک جهانی در سکونتگاه های غیررسمی29
جدول2-6- دلایل تشکیل اسکان های غیررسمی در کشورهای در حال توسعه34
جدول2-7- اجزای پروژه بهسازی و ارتقای محله کم درآمدها45
جدول 2-8- عناصر و اجزای بهسازی از نگاه ائتلاف شهرها45
جدول 2-9- شاخص های ظرفیت: عرصه ها و عوامل56
جدول 2-10- ویژگی های حاکمیت خوب شهری63
جدول2-11- تعاریف سرمای? اجتماعی از دیدگاه اندیشمندان مختلف69
جدول2-12- چهار نظری? اصلی سرمای? اجتماعی76
جدول 2-13- ویژگی های الگوهای اندازه گیری سرمایه اجتماعی79
جدول2-14- شاخص های سرمایه اجتماعی82
جدول2-15- شاخص های سرمایه اجتماعی گروترت (1998)82
جدول2-16- سنجه های محوری سرمایه اجتماعی، تعیین کننده ها و پیامدها83
جدول2-17- شاخص های سرمای? اجتماعی و معنای مفهومی شاخص ها84
جدول 3-1- اهداف، راهبردها، سیاستها و اصول های سند ملی توانمندسازی96
جدول 4-1- سطح خدمات محله هدف با توجه به سرانه پیشنهادی طرح تفصیلی شهر ساری106
جدول 5-1- شاخص های سرمایه اجتماعی در سنجش سرمایه اجتماعی در محله هدف118
جدول 5-2- تحلیل پاسخ های شاخص اعتماد و همبستگی121
جدول 5-3- تحلیل میزان اعتماد به افراد مختلف جامعه121
جدول 5-4- تحلیل شاخص همبستگی اجتماعی122
جدول 5-5- تحلیل تعیین کننده های شاخص اقدامات سیاسی و توانمندسازی123
جدول6-1- راهبردها و پیشنهادات تقویت سرمایه اجتماعی در سطح کلان127
جدول 6-2- راهبردها و پیشنهادات تقویت سرمایه اجتماعی در سطح خرد130
فهرست شکل ها شماره صفحه
شکل 2-1- تاثیر عوامل داخلی و خارجی در پیدایش و توسعه سکونتگاه غیررسمی16
شکل 2-2- عوامل اصلی در شکل گیری اسکان های غیررسمی در کشورهای در حال توسعه22
شکل 2-3- جنبه های مختلف فقر شهری26
شکل 2-4- پیامدهای انباشتی فقر شهری27
شکل 2-5- شکل گیری محله های فقیرنشین و رابطه آن با فقر27
شکل 2-6- چارچوب نظری توانمندسازی و ارتقای محیطی اسکان غیررسمی57
شکل 2-7- عوامل موثر بر تسهیل حاکمیت خوب60
شکل 2-8- روابط کنشگران شهری62
شکل 2-9- ویژگی های حکمروایی خوب شهری64
شکل 2-10- جایگاه سرمایه اجتماعی در توانمندسازی سکونتگاه های غیررسمی67
شکل 2-11- سطوح تحلیل سرمایه اجتماعی80
شکل 3-1- چارچوب نظری سه سطحی در رابطه با شرایط ایران90
شکل 4-1- موقعیت محله هدف در شهر ساری100
شکل 4-2- موقعیت محله هدف در ناحیه 3 شهر ساری100
شکل 4-5- نوع مصالح بکارگرفته شده در ساخت و سازهای محله هدف108
شکل 4-6- بنایی با سازه ناپایدار در انتهای کوی غفاری109
شکل 4-7- بنایی با سازه مصالح بنایی در محدوده جنوبی کوی آزادی109
شکل 4-8- سازه ساختمان در لبه شرقی محدوده -حاشیه حریم لوله گاز109
شکل 4-9- آبگرفتگی معبر اصلی کوی آزادی و شکل 4-10- آبگرفتگی معبر اصلی کوی غفاری110
شکل 4-11- نقاط بحرانی دفع آب های سطحی در محله هدف110
شکل 4-12- نظام آبراهه ها و پیاده راه های بین اراضی کشاورزی قبل از تکوین بافت111
شکل 4-13- مورفولوژی بافت بر حسب نظام راه یابی112
شکل 4-14- نظام گونه شناسی بافت بر حسب دانه بندی قطعات و نظام توده و فضا113
شکل 4-15- سلسله مراتب نظام دسترسی در وضع موجود113
شکل 4-16- عرض معابر موجود در محله هدف114
شکل 4-17- پوشش کف معابر در وضع موجود در محله هدف114
شکل5-1- پیوند میان مدل اعتماد و مدل پیوستگی پاکستون در سنجش سرمایه اجتماعی117
فصل اول: کلیّات پژوهش
1-1- طرح مسأله
با توجه به رشد افسار گسیخته شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه، فقر و محرومیت از مسائل محوری و اساسی به شمار میرود که شهرها با آن دست به گریبان هستند. رشد پدیده فقر شهری و عمیقتر شدن شکاف طبقاتی در شهرهای بزرگ باعث شده است که گروههای کم درآمد در غالب اجتماعات محلی در فضاهای جغرافیایی خاص شکل گیرند که از روند کلی توسعه برکنار مانده و به اصطلاح به حاشیه رانده شده، هستند. در واقع، شهرهای بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته با مشکل عمیق انطباق نیافتگی الگوهای رفتاری و فنآوری وارد شده از کشورهای بیشتر توسعه یافته روبرو میباشند، از بازتابهای این انطباق نیافتگی، اغتشاش در ساختار فضایی و بروز پدیده اسکان غیررسمی در این شهرها بوده است که به ویژه با توجه به ویژگیهای ساختار فضایی و مکانیزمهای هدایت و کنترل شهری در آنها در سالهای اخیر با رشد و گسترش قابل ملاحظهای مواجه بودهاند، لذا توجه جدی به بهبود وضعیت این سکونتگاه ها به دلیل پیامدهای منفی آن در ابعاد مختلف ضرورت دارد. از آنجا که راه حلهایی همچون حذف و تخریب یا دادن خدمات صرف از سوی سازمانهای ذیربط بدون پذیرفتن حق شهروندی و بکارگیری نیروی شراکتی این اجتماعات هیچکدام راهگشا نبودهاند، لذا باید در جستوجوی راه حلی ریشهای و درونزا در نحوه مواجهه با این سکونتگاهها بود تا بتوان به یکپارچگی این محلهها با محلههای رسمی شهر دست یافت. دیدگاه مبتنی بر توانمندسازی و ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی بیشترین تلاش خود را متوجه نحوه واکنش تهیدستان و کم درآمدهای شهری به حل مسئله مسکن و سرپناه خود و راهحلها و راهکارهای توانمندسازی آنها و سامانبخشی سکونتگاههای غیررسمی کرده است. این راهبرد بر بسیج تمامی امکانات بالقوه و منابع و تمامی عوامل برای ایجاد مسکن و بهبودی در شرایط زندگی جوامع فقیر تاکید دارد و به مردم این فرصت را میدهد که شرایط خانه و محل زندگی خود را با توجه به اولویتها و نیازهایشان بهبود بخشند. در روش توانمندسازی مرکز توجه، ساکنان شهر و مردم هستند و دولت متعهد میگردد که تسهیلات لازم را برای آنان فراهم کند. در راستای توانمندسازی سکونتگاههای غیر رسمی توجه به سرمایههای اجتماعی این سکونتگاهها می تواند نقش موثری در ارتقاء کیفیت محیطی آنها داشته باشد. نظریه سرمایه اجتماعی به وسیله چهار مولفه معرفی می شود که عبارتند از: اعتماد، همکاری، مشارکت مدنی و ارتباطات متقابل. مشارکت فرآیندی است که در آن مردم محلی میتوانند با هم برای ایجاد تغییر در زندگی خود کار کنند و در تصمیمگیری در رابطه با مسایل پیرامون زندگی خود نقش فعال داشته باشند. سرمایه اجتماعی مجموعه هنجارهای موجود در سیستمهای اجتماعی است که موجب ارتقای سطح همکاری اعضای آن جامعه شده و موجب پایین آمدن سطح هزینههای تبادلها و ارتباطها میشود. سرمایه اجتماعی در جوامع نقشی به مراتب مهمتر از سرمایه فیزیکی و انسانی ایفا میکند. بگونهای که در نبود سرمایه اجتماعی اثربخشی سایر سرمایهها در جامعه کاهش یافته و بدون سرمایه اجتماعی پیمودن راههای توسعه و تکامل فرهنگی و اقتصادی ناهموار میشوند از این رو موضوع سرمایه اجتماعی به عنوان یک اصل محوری برای دستیابی به توسعه محسوب می شود. این رساله به دنبال بهرهگیری از سرمایههای اجتماعی سگونتگاههای غیررسمی در فرایند توانمندسازی و بکارگیری آن در نمونه مورد مطالعه میباشد.
1-2- ضرورت و اهمیت موضوع مورد مطالعه
بنابر اعلام مرکز اسکان بشر ملل متحد1 در سال 1996 یک پنجم جمعیت جهان فاقد خانهای در شأن زندگی انسان بودند که دامن? گستردهای از بیسرپناهها و خیابان خوابها تا آلونکنشینان را در بر میگرفت (potter,1998:137). نگرانکنندهتر اینکه این نسبت و تعداد برای برای کشورهای “جنوب”2 در حال افزایش بوده به طوریکه در منطقهای با رونق اقتصادی آسیا-اقیانوسیه، حدود 60 درصد جمعیت شهری در سال 2000 طبق برآورد اسکاپ3 بدینگونه مسکن گزیدهاند(2). در همین ارتباط، کمیسیون جهانی آینده شهرها در قرن بیست و یکم میلادی نیز هشدار داده است که به موازات رشد ابرشهرها4، فقر شهری در کشورهای جنوب افزایش یافته و بخش عمده ای از رشد شهرنشینی بر پایه اقتصاد غیررسمی و همراه با گسترش سکونتگاههای غیررسمی صورت خواهد گرفت و این گرایش را “غیررسمی شدن شهرنشینی5” نامیده است (Drakakis,2000:154). در کشور ما نیز اسکان غیررسمی با رشدی سریعتر از رشد شهرنشینی به تعبیری رسمی، مواجه بوده و برآورد می شود که یک پنجم جمعیت شهری در اینگونه سکونتگاهها مستقر باشند6. از اینرو، اسکان غیررسمی، مسألهای گذرا و با ابعاد محدود نبوده و توافقی بر بقاء، باز تولید و بسط آن وجود دارد که حاکی از عدم کفایت راهحل ها و سیاست های شهری متداول است و رهیافت ها و اقدامات نوینی را می طلبد.
کم توجهی به بخش غیر رسمی7 در برنامه ریزی شهری کشورهای در حال توسعه به دلیلی وام گرفتن برنامهریزی این کشورها از الگوهای برنامهریزی شهری رایج در غرب میباشد. چراکه در کشورهای توسعه یافته، بخش غیررسمی ماهیتی متفاوت از آن چه در کشورهای در حال توسعه وجود دارد، دارد و برنامهریزی رسمی در این بخش جایگاه چندانی ندارد. بخش غیررسمی عمدتا از دو جنبه ارتقاء و ساماندهی محیط شهری و ارتقای زندگی فقرا می تواند مورد توجه مدیران و برنامه ریزان شهری قرار گیرد. در حالیکه نگرش غالب مدیریت شهری در برخی از کشورها و از جمله در ایران حذف بخش غیررسمی از عرصه عمومی شهر و ساماندهی (به مفهوم حذف) بخش غیر رسمی به خاطر مشکلاتی چون سد معبر است. در حقیقت بخش غیررسمی نوش داروی مشکل اشتغال در شهرهای در حال توسعه و عنصری تعیین کننده در توسعه شهری است. و این اتفاق نظر وجود دارد که بخش غیررسمی از توانمندی فراوانی در برنامهریزی و ساماندهی سکونتگاههای غیررسمی برخوردار است و ساماندهی آن می تواند منافع زیادی را برای بازیگران عرصه شهری، به ویژه کم درآمدان و نیز مدیریت شهری دربرداشته باشد.
توانمندسازی، زمینهسازی برای ارتقای شرایط اجتماع محلی از راه گسترش و بکارگیری ظرفیت موجود است. در حقیقت توانمندسازی برنامه حل مسئله از درون بر پایه توسعه اجتماعات محلی است. در این الگو ظرفیت های محلی برای پاسخگویی به نیازهای اجتماع شکوفا می شود که در آن مشارکت به مثابه نکته کلیدی در جهت بهره گیری از توان جمعی نگریسته می شود. اعتماد و مشارکت اجتماعی دو مولفه اصلی سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی پدیده ای ضروری برای یک زندگی اجتماعی توام با پیشرفت و موفقیت است. در این پژوهش، تلاش بر آن است تا با نگاه و تأکید بر سرمایههای اجتماعی موجود در سکونتگاههای غیررسمی، راهکارهایی در جهت هر چه اجراییتر کردن برنامههای ساماندهی و توانمندسازی سکونتگاههای غیررسمی ارائه شود.
1-3- پرسش های پژوهش
پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به پرسش های زیر می باشد:
1. مشکلات موجود در توانمندسازی سکونتگاه های غیر رسمی چیست؟
2. آیا میان سرمایه اجتماعی موجود سکونتگاه های غیررسمی و توانمندسازی این سکونتگاه ها رابطهایی برقرار است؟
3. چگونه و به چه طریق می توان با تقویت و تأکید بر سرمایه های اجتماعی موجود در سگونتگاه های غیر رسمی روند توانمندسازی و ساماندهی این سکونتگاه ها را ارتقاء و سرعت بخشید؟
1-4- بیان اهداف پژوهش
هدف اصلی رساله دستیابی به راهکارهای بکارگیری سرمایه های اجتماعی موجود در سکونتگاههای غیررسمی در جهت ارتقاء و سرعت بخشیدن به روند برنامه های توانمندسازی و ساماندهی این سکونتگاهها می باشد تا بتوان از آن به عنوان یکی از مهم ترین عوامل در مشارکتپذیری ساکنین در فرایند توانمندسازی این سکونتگاه ها بهره جست، به گونهایی که این امر موجب بهبود منابع و منافع افراد و در نتیجه افزایش رفاه و پایداری شهری شهروندان و ساکنین شود.
1-5- تشریح روش کار پژوهش
برای دستیابی به هدف رساله و پاسخ به پرسش آن مسیرهایی در قالب فصول مختلف طی خواهد شد و از روش های متعددی در مراحل مختلف جمع آوری و پردازش اطلاعات و ارائه پیشنهادات بهره گرفته خواهد شد. جهت جمع آوری اطلاعات از روش اسنادی، روش مصاحبه از طریق پرسشنامه و روش مشاهده استفاده خواهد شد و پس از جمع آوری اطلاعات خام از روش های پردازش و تحلیل اطلاعات متناسب با موضوعات استفاده خواهد شد و در نهایت با استفاده از دادهها و تحلیلهای صورت گرفته عمل تجویز انجام خواهد شد.
شکل 1-1- فرآیند پژوهش
فصل دوم: مبانی و چارچوب نظری پژوهش
بخش اول: مرور پایههای مفهومی و تجربی مرتبط با

اسکان غیررسمی
2-1- تعریف و ساختیابی اسکان غیررسمی
اصطلاح حاشیهنشینی یا سکونتگاههای حاشیهای، بر فرآیند تاریخی دلالت دارد که شکلهایی از تأمین مسکن و اسکان گروههای کمدرآمد را، همچون زاغه یا آلونکنشینی به شکلهای پراکنده یا متمرکز، تصرف عدوانی و سازمان یافتهی اراضی در قالب جنبشهای اجتماعی خودجوش، تا جنب? سوداگرانه به خود گرفتن این روند به شکل خانهسازی و تفکیک غیررسمی زمین، به ویژه در مناطق روستایی، را دربرمیگیرد. با توجه به روند ساختیابی این پدیده در زمان و مکانهای گوناگون، اصطلاحهای دیگری نیز مانند؛ سکونتگاههای خودرو8، برنامهریزی نشده9، غیرقانونی10، غیررسمی11، یا نابسامان و غیرمنتظم12 برای آنها به کار بردهاند که هیچکدام بهتنهایی الزاماً نمیتواند تمامی وجوه آن را توصیف کند. زیرا ساختیابی این پدیده در امتداد زمان و مکانهای گوناگون میتواند به شکلهای متنوعی روی دهد. بنابراین، گزینش مفاهیم گوناگون از یکسو بر توصیف و شناخت سیر تحول این پدیده دلالت میکند و از سوی دیگر، میتواند بیانگر راهحل برگزیدهای برای مواجه با آن نیز باشد. در دهه هفتاد (میلادی) اصطلاحات تصرف عدوانی، سکونتگاههای برنامهریزی نشده یا غیرقانونی، بر راهحلهایی دلالت میکردند که عمدتاً بر سیاست تخریب این سکونتگاهها و جابجایی اجباری ساکنان آن مبتنی بود. در اواخر دهه هشتاد، به تدریج پس از طرح شدن مفهوم بخش غیررسمی اقتصاد از سوی سازمان جهانی کار، به مثابه بخشی از بازار اشتغال، اصطلاح سکونتگاههای غیررسمی نیز به تدریج رایج شد تا از این رهگذر در حکم بخشی از بازارهای غیررسمی زمین و مسکن که نیاز اقشار کمدرآمد شهری از دیدگاهی حقوقی، و در نتیجه مخالفت با تخریب و تجدید اسکان اجباری دلالت میکرد، و از سوی دیگر میتوانست با این سوء تعبیر همراه شود که رسمی کردن و بهسازی این گونه سکونتگاهها به معنای تعمیم معیارها و قوانینِ شهرسازیِ با برنامه رسمی است.
از مجموعه این مفاهیم، و سیر تحول تاریخی آن میتوان ساختیابی اسکان کمدرآمدهای شهری را به دو مرحله تقسیم کرد. مرحله نخست؛ را میتوان به روند مهاجرتها از نقاط روستایی و شهرهای کوچک به نقاط شهری بزرگ در مقیاس ملی و منطقهای نسبت داد، و آن را در حکم مرحلهای گذرا از روند تأمین مسکن گروه‌های کمدرآمد شهری به شمار آورد، زیرا هنگامی مهاجرت تحقق مییابد که بختهای اجتماعی افراد برای تأمین درآمد و اشتغال، تحت تأثیر وضعیت اقتصادی یا اقلیمی- جغرافیایی در مبدا به شدت رو به کاهش می‌گذارد، و به این ترتیب مهاجرت تنها به معنای پویایی یا جابجایی مکانی نیست، بلکه شکلی راهبردی برای بقا پیدا می‌کند. مرحل? دوم زمانی آغاز میشود که با افزایش بهای مسکن و خدمات شهری و ناکارآمدی سیاست‌های به اجرا گذارده شده، به تدریج بر شمار گروههایی افزوده میشود که نمیتوانند از عهد? این گونه هزینهها برآیند و رانش گروههای کمدرآمد شهری به سوی نواحی پیرامون شهری آغاز میشود؛ میتوان از این پدیده به عنوان سرریز اقتصادی- اجتماعی شهرهای بزرگ یا به بیان دیگر به حاشیه رانده شدن شهروندان سابق یاد کرد. به این ترتیب، برخلاف تصور موجود، ساکنان اینگونه سکونتگاهها فقط مهاجران روستایی نیستند، بلکه با گذشت زمان شمار چشمگیری از آنها را افراد شاغل در بخش رسمی اقتصاد شهرهای بزرگ تشکیل میدهند. افزون بر این، تهدید دائمی و پیوسته در جهت تخریب این گونه سکونتگاهها، و به رسمیت شناخته نشدن نحو? تأمین مسکن در آنها که سرمایه اصلی گروههای کمدرآمد و بخشی از سرمایه اقتصادی کل جامعه محسوب میشود، یکی از عوامل موثر بر ناپایداری اینگونه سکونتگاهها و از موانع قرار گرفتن آنها در متن روند برنامهریزی شهری، تشدید انزوای اجتماعی و در نهایت عدم تمایل به مشارکت در برنامههای بهسازی و ارتقای کیفیت سکونت به شمار میآیند (جواهریپور، 1381: 86-83).
در نهایت در تعریف کلی از سکونتگاه های غیررسمی می توان به ویژگیهای کلی آنها اشاره کرد:
– به حاشیه رانده شدن و فرو افتادن در انزوای اجتماعی ناشی از عدم بهرهمندی از منابع و ملحوظ نشدن به عنوان گروههای هدف در برنامهریزی(جواهریپور، 1381).
– گسست کالبدی از پیکره شهر و درهم ریختگی درونی از حیث فقدان یا کمبود خدمات شهری(جواهریپور، 1381).
– مکان زندگی فقرا و با شرایط نامناسب مسکن (world urban forum1)13.
– وجود ساخت و ساز های غیرقانونی و فاقد طرح های شهری Hern?ndez,2009)).
– دارای نرخ بالایی از جرم و جنایت، خودکشی، اعتیاد و بیماری، اما با پتانسیل و انگیزه بسیار بالا برای تغییر شرایط زندگی .(Gerster, 1978, p.116)
– ساخت بنا بدون رعایت حق قانونی زمین یا بدون مجوز ساختمان و پروانه ساخت Srinivas,2011)).
– عدم پذیرش جامعه شهری و سازمانهای حاکم بر آن نسبت به پذیرش آنها به عنوان شهروند(ارباب، 1386، 54).
2-2- ویژگی های سکونتگاه های غیر رسمی
هر چند شاید نتوان به یک تعریف جامع و فراگیر در توصیف ویژگیهای این نواحی رسید که تمامی وجوه حاکم بر این مناطق را بازگو نماید، لیکن در یک برداشت کلی میتوان ایجاد این نواحی در شهرها را جزیی از فرایند عدم تعادل شهری/منطقهای و سازگاری دوگانه اقتصادی در جامعه تلقی کرد که منجر به تغییر مکانی جمعیت از نواحی فقیر و توسعه نیافته روستایی به سمت و سوی نواحی برتر شهری میگردد(داداشپور و علیزاده،36:1390). سکونتگاههای انسانی، اعم از شهری و روستایی دارای مشخصات ویژهای میباشند. در پراکنش فضایی سکونتگاههای شهری هم گروههای مختلف مردم با پایگاههای اجتماعی و اقتصادی متفاوت استقرار یافتهاند که تفاوتهای خاصی در جنبههایی از قبیل خصوصیات کالبدی، مسکن، فرهنگ برخوردهای اجتماعی، عملکردهای اقتصادی، واکنش های رفتاری و روانی و بالاخره مشارکت در مسائل سیاسی نشان میدهند. این موارد در مقیاس کوچکتر در حد یک واحد مسکونی و یک خانوار نیز برای کلیه جوامع صادق است و اسکانهای غیررسمی هم جزئی از این کل است که برای تمام واحدهای مسکونی و خانوارهای ساکن در آنها خصوصیاتی مختص به خودشان میتوان تصور کرد(زمانی،35:1379). اما به دلیل گستردگی پدیده حاشیهنشینی در اغلب شهرها و خصوصاً شهرهای بزرگ برای آن که بتوان تصویری جامع و در عین حال تعمیمپذیر برای تمامی سکونتگاههای غیررسمی به دست داد، برخی از محققین خصوصیاتی را برای آن برشمردهاند(Srinivas,1997,p.2). ویژگیهای کلی اسکانهای غیررسمی را میتوان در ابعاد زیر خلاصه کرد:
2-2-1- اقتصادی
عامل اساسی و بنیادی شکلگیری و دگرگونی سکونتگاههای غیررسمی، گونهای خاص از شهرنشینی است که نه بر پایه رشد صنعتی و مولد و نه برخاسته از نیازهای واقعی توسعه ملی شکل گرفته و با تمرکز شدید فعالیتها و خدمات در مراکز و نقاط معدودی از سرزمین، عامل مهمی از فعالیتها و خدمات در مراکز و نقاط معدودی از سرزمین، عامل مهمی از جذب جمعیت گردیده و آنگاه برای پاسخگویی به “مصرف انبوه” شهرنشینان، تمرکز فزایند? بخش خدمات و شکلگیری مشاغل تبعی و حاشیهای را موجب میشود. سرانجام این دور جذب بخش وسیعی از جمعیت رانده شده از روستاها و عدم امکان ادغام آنها در نظام اقتصادی و کالبدی شهر است. از طرفی با توجه به تخریب زیرساختهای تولیدی جامعه روستایی و عدم تطابق آن با شرایط و شیوههای جدید تولید و توزیع، سیل دمافزون جمعیت به سمت شهرها، مراکز شهری بزرگ و بخصوص پایتخت سرازیر میشود؛ انبوه این مهاجران روستایی در مشاغل حاشیهای و خدماتی صرف مشغول بکار میشوند. آنها که فاقد مهارتها و دانش فنی لازم هستند در برخورد با ساختار دوگانه شهر (مدرن، سنتی-رسمی، غیررسمی و…) در فعالیتهایی جذب میشوند که عمدتاً غیررسمی نامیده شده است. بخش غیررسمی در اقتصاد شهری جهان سوم نقش قابل توجهی داشته و تفکیک آن از بخش رسمی ممکن نیست. این بخش که پناهگاه انبوه جمعیت شهری جهان سوم محسوب میشود، کارکردهای بسیار متنوع و متعددی داشته و با بخش رسمی در ارتباط تنگاتنگ قرار دارد. از آنجایی که کمدرآمدهای شهری و حتی از قشرهای متوسط درآمدی در شهرهای جهان سوم در برخورد با قیمت بالای زمین و مسکن و نیز شرایط بازار رسمی مسکن قادر به تأمین زمین، سرپناه و مسکن برای خود نیستند، همین بخش در قالب “بازار غیررسمی زمین و مسکن” اشکال متنوع و متفاوتی از مسکن را برای آنان فراهم میکند. یکی از مهمترین آنها مسکن و سکونت در سکونتگاههای غیررسمی است. به این ترتیب مسکن غیررسمی و سکونتگاه غیررسمی مأوای بخش مهمی (گاه تا 70 درصد) از جمعیت حوزه شهرهای بزرگ در جهان سوم شده و در واقع بخش مهمی از فرایند زندگی و چرخه زندگی این بخش از شهروندان جهان سومی را تشکیل میدهد(شیخی، 39:1380). در ادامه مفهوم بخش غیررسمی در نظام اقتصادی به صورت خلاصه بیان شده است:
2-2-1-1- مفهوم بخش غیررسمی اقتصاد
واژه بخش غیررسمی را برای اولین بار رینولدز به کار برد. وی در سال 1969 مدلی ارائه کرد که در آن دو بخش شهری وجود داشت که یک بخش به نام خدمات مبادلهای از کسانی تشکیل شده بود که در خیابان به اموری چون آرایشگری، دست فروشی، واکسزنی و غیره میپرداختند. توماس و دیگران در یک دسته بندی عام اقتصاد غیررسمی را به چهار بخش تقسیم می کنند که بخش غیررسمی یکی از بخشهای آن است(جیجی توماس و دیگران، 5:1375-11). در این دستهبندی اقتصاد غیررسمی به طور عام به چهار بخش تقسیم شده است:
الف- بخش خانوار: این بخش کالاها و خدماتی را تولید می کند که در خانوار مصرف میشود. محصولات تولید شده در این بخش کمتر به بازار عرضه میشود و قیمت شاخصی برای کالا و خدمات تولیدی آن وجود ندارد، در نتیجه ارزیابی ارزش کالا را دشوار میکند و در نهایت در حسابهای ملّی نادیده گرفته میشود.
ب- بخش نامنظم: فعالیتهای این بخش اگرچه غیرقانونی نیستند امّا کم و بیش شیوه انجام آنها از ماهیت غیرقانونی برخوردار است. این گروه فرار از مالیات، فرار از مقررات و تقلب در بیمههای اجتماعی و دیگر مواردی از این دست را شامل میشود.
ج- بخش غیرقانونی(جزایی یا جنایی): تولیدات بخش غیرقانونی شامل فعالیتها و تولید کالاها و خدمات خلاف قانون نظیر مال دزدی، اخاذی، تولید و خرید و فروش مواد مخدر، فحشا و از این دست می باشد.
د- بخش غیررسمی: که شامل تولیدکنندگان جزء و کسبه و پیشهوران بدون کارگر و کارکنان خدمات تجاری و حمل و نقل و دیگر خدمات غیررسمی است.
در تعریف سازمان بینالمللی کار “بخش غیررسمی متشکل از فعالیتهای خوداشتغالی در مقیاس کوچک (یا بدون کارگر مزدبگیر) و خصوصاً در سطح سادهای از نظر سازماندهی و فنآوری است که با هدف اصلی ایجاد اشتغال و درآمد تشکیل میشود. این گونه فعالیتها معمولاً بدون تأیید اصولی مقامات انجام می شود و از مسائل اداری و اعمال قوانین و مقررات به دور است”(سازمان بینالمللی کار،20:1377).
در بخش غیررسمی عناصر بسیار نامتجانساند، بازیگران و افراد شاغل طیف وسیعی را از کارگران مستقل، خوداشتغالان خانوادگی، شاغلان مشاغل خرد، کارگران کم مزد، شاگردان و مزدبگیران شامل میشود. فعالیتها نیز طیف وسیعی را از مشاغل خردی چون واکسی و دستفروشان جزء و بازده کم تا سرمایهگذاریهایی در تولید و یا حمل و نقل که دارای بازده بالایی هستند را شامل میشود. اما عموماً فعالیت در این بخش از لحاظ مقیاس و سرمایه و هم از نظر تعداد شاغل محدود است(Ibib???).
میزان اشتغال نیروی کار شهری در بخش غیررسمی به علت ثبت نشدن اطلاعات این بخش به درستی مشخص نیست و ارقام متفاوتی ارائه شده است. بررسی بخش غیررسمی در شهرهای ایران نشان می دهد که چون دیگر شهرهای در حال توسعه، بیشتر شاغلان آن را مهاجران عموماً روستایی تشکیل میدهد، البته این بدان معنی نیست که تمام آنان مهاجر هستند بلکه بسیاری از شهرنشینان قدیمی نیز در این عرصه شاغلاند. اکثر شاغلان بخش غیررسمی از کمدرآمدان شهریاند که در محلات فقیرنشین ساکناند و از وضعیت درآمدی و معیشتی پایینتر از میانگین شهر برخوردارند، از نظر برخورداری از سواد و تحصیلات، شاخصهای بهداشتی و تسهیلات زندگی به همین ترتیب (برای نمونه ن.ک.به: ایراندوست 1383، عظیمی 1380، شیخی 1369)14.
اسمیت ویژگی های بخش غیررسمی را در مقابل بخش رسمی به شرح جدول زیر شرح می دهد:
جدول 2-1- ویژگیهای بخش رسمی و غیررسمی
بخش غیررسمیبخش رسمی* ورود آسان
* تسلط دادههای محلی(اتکا به شرایط محلی و بومی)
* تسلط دارائی خانواده(اتکا بر دارائی خانوار)
* فعالیت کوچک مقیاس(و کارگاهی)
* نظام تولیدی کاربر
* فنآوری سنتی و محلی
* مهارت غیرکلاسیک و غیرمدرسهای(آموزش غیررسمی)
* بازار نامنظم/رقابتی
* فقدان مجوز، تعرفه، مالیات و…* ورود مشکل(و با شرایط از پیش تعیین شده رسمی)
* اتکا بر دادههای خارجی و شرایط غیرمحلی و غیربومی
* اتکا بر شراکت و دارائی شرکتی
* فعالیت بزرگ مقیاس(کارخانهای)
* نظام تولیدی سرمایه بر
* فنآوری فرامحلی و پیشرفته و به روز
* مهارتهای کلاسیک و آموزش رسمی
* بازارهای مطمئن(اتکا بر بازاریابی و بازار هدف)
* وجود مجوزها، مصوبه ها، تعرفه و مالیاتها و …(مأخذ: اسمیت؛87:1377)
2-2-2- فرهنگی
علاوه بر عوامل و زمینه های اقتصادی که نفشی تعیین کننده و قاطع در تأمین مسکن و شکل دهی سکونتگاههای غیررسمی دارند و شکلدهی و دگرگونی این سکونتگاهها را عدهای یکسره ناشی از عوامل اقتصادی، بخش غیررسمی اقتصاد و بازار غیررسمی زمین و مسکن میدانند ولی عوامل و زمینههای فرهنگی و اجتماعی نیز نقش مهمی در نحوه پاسخ کمدرآمدهای شهری به حل مسئله مسکن و زمین داشتهاند. مشخصهها و ویژگیهای فرهنگی چون ارزشها و اعتقادات، مذهب، نظام خویشاوندی، روابط قومی ونژادی، هنجارهای قانونی، سازمانیافتگی اجتماعی و نظام گستردهای از ارزشها و هنجارهای حاکم بر روابط فردی و جمعی در درون اجتماع و نیز در ارتباط با دولت بر نحوه شکلگیری سکونتگاههای حاشیهای موثر است.
بر این اساس شاهد تفاوتهای چشمگیری در مکان و زمانهای متفاوت در زمینه شکل، فرم و عملکرد سکونتگاههای حاشیهای هستیم. این تفاوتها، بیش از آنکه توسط عوامل اقتصادی صرف قابل توضیح باشند، ناشی از عوامل و زمینههای فرهنگی-اجتماعی هستند. نحوه سازمانیافتگی اجتماعی، شیوه پاسخ به محرکهای محیطی، مذهب، نظام خویشاوندی و پیوندهای اجتماعی، سابقه شهرنشینی و نیز ارزشها و هنجارهای مورد پذیرش ساکنان این سکونتگاهها اساساً نوع و نحوه واکنش آنها را در زمانها و مکانهای مختلف، متفاوت کرده و محصول نهایی آن نیز تفاوت گسترده شکل و عملکرد این سکونتگاههاست (صالحی و خدائی،177:1390).
2-2-3- اجتماعی
از ویژگیهای اجتماعی میتوان به سطح پایین سواد، مخصوصاً در زنان و سهم بالای مهاجرین در کل جمعیت ساکن (هادیزاده،20:1382)، دسترسی نامناسب و حداقل به امکانات و تسهیلات شهری (مانند آب لوله کشی، برق، شبکه گاز و تلفن)، تراکم بالا و رشد زیاد جمعیت اشاره نمود (داداشپور و علیزاده، 36:1390).
2-2-4- حقوقی
اغلب ساکنان این سکونتگاهها، فاقد مالکیت زمین هستند که خانه خود را روی آن ساختهاند. این زمین میتواند زمینهای دولتی و خصوصی خالی از سکنه و یا قطعات زمین حاشیه شهر مانند زمینهای باتلاقی نامطلوب باشد؛ بنابراین زمانی که زمین مولد نیست تا توسط صاحبان آن استفاده شود برای یک تصرفکننده غیرمجاز مناسب است تا خانه خود را بر روی آن بسازد (هادیزاده، 20:1382)15.


پاسخ دهید